Home / شعر / جنگ / در خیال ریگ
304042_279443372162154_416636653_n

در خیال ریگ

قلاب،لب های ماهی را دریده بود

رمه‌ی اسبی در نگاهش خزید

و فلس‌های پژمرده‌اش

دلتنگ جنگ با امواج بودند.

 

اسب‌ها،شیهه کنان کمر کوه را شکستند

و ماهی

گریستن را بلد نبود

آرام،در خیال ریگ‌ها و موج‌ها

جان داد.

 

«۱۵/۳/۹۳»

About azho

Check Also

نشانی‌ها

نشانی‌ها

زنی گفت: همچون مرگی‌ست که دنبال زندگی باشد هنوز در رگ‌هایش برگ‌ها می‌رقصند در دست‌هایش ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>