Home / شعر / جنگ / زیباترین سنگر
10501779_810180415696600_9058909450420048480_n

زیباترین سنگر

خورشید
از تپه های دوردست بر می خیزد
و شاخه های درخت وحشی
نور را شانه می کنند
روز در رخسارت آشیانه می بندد
و
من
بازهم
جستجوگر شعر زندگی ام
ای واژه
پیش از آنکه لکنتم را پاره کنی
پیغامی از آزادیِ قلب ها بگو.

تو غریبترین واژه در ازدحام گفتن هایی
بدان
اگر زندگی
گریزِ زخمی سربازی باشد که دیگر،
جنگ را قبای عشق نمی کند
می گریزم
و
برایت دیگر شعری دور از اسلحه ها خواهم گفت
با بوسه ات
تمام ژنرال های وجودم خواهند مرد.

اکنون گریخته ام
مچاله کرده ام سنگری را که پس هر شلیک
به یاد تو بوده ام
زیباترین کمینگاه آغوش توست
به هنگامی که قصد استعمار موهایت را دارم
زیباترین فرمان کرشمه ی لبان توست
به هنگامی که اونیفرمم را به خاک می سپارم
و
تنم بی مرز می شود.

 

«۲۹/۱۱/۹۳»

About azho

Check Also

نشانی‌ها

نشانی‌ها

زنی گفت: همچون مرگی‌ست که دنبال زندگی باشد هنوز در رگ‌هایش برگ‌ها می‌رقصند در دست‌هایش ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>