Home / شعر / قدم های شکوفه
10402419_814348331946475_329328290567046103_n

قدم های شکوفه

زمستان است

برف در سکوت

و شال دودکش‌ها

ییلاق‌های دور غریب را

خبر می‌دهند

دریغ از یک سخن

دریغ از یک سفر و کوچی کوچک.

 

زنی از خستگی پنجره

جاده‌ی خالی را می‌نگرد

زنی به انتظار قدم‌های شکوفه است

گیسوان بادبادک دلتنگ دست‌های کودکی ست

که بهار را تا فراسوی مرز‌ها اعلام کنند.

 

خواهرم برای تنگ بلور می‌گرید

زندگی چکه‌ی اشکی ست

که ماهی را از خواب می‌ترساند

زندگی ریزش ترانه‌ای ست در سکوت موج.

 

خواهرم روزی بند گیسوانش را

خواهد درید

و زندگی گیسوان زنی ست

که جریان باد را شلاق می‌زند. 

 

 

 

 

 «۲۱/۱۱/۹۲»

About azho

Check Also

نشانی‌ها

نشانی‌ها

زنی گفت: همچون مرگی‌ست که دنبال زندگی باشد هنوز در رگ‌هایش برگ‌ها می‌رقصند در دست‌هایش ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>