Home / شعر / شباهنگام
11081336_1022746181087291_6017478607540780341_n

شباهنگام

میشه

در خانه‌ی قدیمی تو

واژه‌ای تازه

تقدیم پنجره کرد.

در ایوان خوابی سفید دید.

در سکوت شب تمام مفهوم بودن را

میان خطوط لبانت نقاشی کرد.

 

میشه

هیچ گلی را قربانی ابراز علاقه نکرد

برای تقدیس هر دقیقه از بودن

نرگسی را

در خشکسالی خاک کاشت.

 

میشه

برگیسوان هر ریحان روبانی آبی بست.

با درخت سیب سخن گفت

و کاری کرد که شاخه‌های صنوبر

راز رود را بفهمند.

 

میشه

به آسانی از ازدحام‌های بی‌معنی دلگیر شد.

میشه ماه را میان چشمانت یافت

و نگاه پر از واژه شود.

 

میشه

عریان عریان

شباهنگام در حوضچه خزید.

از تیک تاک ساعت دور بود.

 

میشه

در هیأت ماه

همچون دو شبگرد نابهنگام جفت گیری کرد.

میشه از واژه، از فریاد

آبستن شد

عریان عریان

شباهنگام، در حوضچه خزید.

و کاری کرد که شاخه‌های صنوبر

راز رود را بفهمند.

 

 

«۳۰/۸/۹۲»

About azho

Check Also

نشانی‌ها

نشانی‌ها

زنی گفت: همچون مرگی‌ست که دنبال زندگی باشد هنوز در رگ‌هایش برگ‌ها می‌رقصند در دست‌هایش ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>