تازه‌ها:
Home / شعر / مثل همه نبودن
11125277_846436172071024_8531644586175188501_n

مثل همه نبودن

مثل همه نبودن

لبانم را میان گیسوانت کشیدم
آنگاه که ناقوس کلیسا می نواخت.
گریستم
آنگاه که شاد بودم.
عاشقت شدم
آنگاه که زمانی نبود.
و رقصیدم
آنگاه که رقصیدن بلد نبودم.

قبل از رویش ستاره
بیدار شدیم.
آنگاه که شهر به خواب رفته بود
از واژه های غایب گفتیم.
آنگاه که عشق حلقه ی بردگی بود
ما در هیچ تقدیس گاهی اعلام بودن نکردیم.

ای عشق
من برای تکرار نشدن دوستت دارم
برای دیوانگی
برای خطر و کارهای ممنوعه
برای عادی نبودن
برای دوست داشتن دوستت دارم.

 

۱۸ اردیبهشت ۹۴

About azho

Check Also

همچون یک پرتقال

همچون یک پرتقال

تو دوباره این‌جایی محبوب من گویی که پنجره کتاب‌ها گونه‌ام،بازو و تک ‌تکِ مهره ‌هایم ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>