Home / شعر / مرگ و بوسه
مرگ و بوسه.علی رسولی

مرگ و بوسه

مرگ و بوسه

صبح گاهان
مرزهای آبی را می پیماییم
کرانه ها
سوت کشتی ها
نمایان شدن خشکی ها در دوردست
احساس رسیدن
باد بان ها و موج ها
صدای سکوت صدف ها
چکه های مانده بر تنت
همه، همه دنیایی ست که تقدیمم کرده ای.

مرغان دریایی در آسمان می رقصند
ابرها در باد پاره می شوند
عشق… برداشتن روبان سرخت است
رها کردن لباس هایت است پیش چشمان خورشید
بوسه ای ست بر لبانت میان ریگ ها و اعماق.

مرغان دریایی در آسمان می رقصند
ابرها در باد پاره می شوند
دست ها جستجوگرند
رویاها لال نیستند
واژه ها حبابند در پرواز
ماهی ها تافصل جفتگیری
لب هایت را فتح کرده اند.

مرغان دریایی خواهند گذشت
ابرها خواهند بارید
ما در تکرار بوسه خواهیم مرد
آب موهایت را به آغوش می کشد
موج ها
صدای ما را می برند
حباب ها به آفتاب می رسند
ماهی ها عریان می شوند
کشتی ها سوت می کشند
می روند
می روند
تا آغاز دریایی دیگر.

 

۱۲خرداد۹۴

About azho

Check Also

کلید_ شیرکو بیکس

کلید

کلیدی گوشه ای دور افتاده می گریست برای اینکه دنبالش نگشته بودند و با توپ ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>