تازه‌ها:
Home / شعر / تا همیشگى
تا همیشگی

تا همیشگى

«تا همیشگى»

خاطراتم را بستم
کوه را نگریستم
راه را
خانه را
و رُز خشکی که علیه گلدان مرده بود
تنها تو را فراموش کردم ای یار.

در قدم ها بازماندم
کوه را نگریستم
راه را
خانه را
و رُز خشکی که علیه گلدان مرده بود
بازهم تورا فراموش کردم ای یار.
اشک کوه ها در خیالم ریخته است
می دانم
از راه
از سفر
از دنیا،رُزها و قصه ها زیباتری
و من بازهم می خواهم فراموشت کنم:
پری غمگینت در قلبم مرده است.

 

(۵/۶/۹۴)

About azho

Check Also

علی رسولی _ تا صبح

تا صبح

نه وطن نه رنگ نشسته بر پرچم‌ها نه برف که می‌زند و سربازان را می‌پوشاند ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>