Home / شعر / عاشقانه (page 3)

عاشقانه

قسمتی از شعر «اعتراف»

amor-love-paz-peace-police-Favim.com-132124

برف می بارد تنها نوایی که میان این زمستان می شنوم قطاری ست که مرا به دوردستی نامعلوم می برد. زمین از پشت شیشه ها آرام کفن پوش می شود و تپه های زودگذر در دوردست پستان های تو را به یادم می آورد که شبی قبل از آژیر پلیس ...

ادامه مطلب

رُزینا

1506630_827768563937785_5327631253744161454_n

 رُزینا لب‌هایت شکفته است ماه شرمگین‌تر از آنی­­‍‍‍‍‍ست که رقص کنان بر دامنت بلغزد بند گیسوانت روبانی­ست که مادر معدنچی‌ات با دست‌های زغالی‌اش بافته است.     رُزینا خفته میان بازوان ملوانی از سرزمین خشک ملوانی تنها با نیروی بازویش و چند کتاب از مردی ریشو.   رُزینا رُزینا خفته ...

ادامه مطلب

زیباترین سنگر

10501779_810180415696600_9058909450420048480_n

خورشید از تپه های دوردست بر می خیزد و شاخه های درخت وحشی نور را شانه می کنند روز در رخسارت آشیانه می بندد و من بازهم جستجوگر شعر زندگی ام ای واژه پیش از آنکه لکنتم را پاره کنی پیغامی از آزادیِ قلب ها بگو. تو غریبترین واژه در ...

ادامه مطلب

مارال

11084258_827226320658676_1642674387759174037_n

مارال آرام تر برقص دست هایم کوتاهند دارم می میرم از چشم هایت گریزی نیست آه مارال چرا مژه های آماده ی مرگم را نمی بینی چرا غروب قلبم را نمی شنوی مارال. مارال مارال مارال دارم می شکنم مارال نگاهم در سفر فراموشی ست شب برآن ترانه نمی نشیند ...

ادامه مطلب

لە ستایشی ماچێکدا

1653456_747452228636086_1847160676941558639_n

  بەسەر ئەم داڵانەوە بەسەر چواردیواری ئەم ژوورەوە کە وا دەنوێنن بێدەنگن ماچێک لە لێوانت هەڵدەگرم.   مانگی ئۆقرە گرتوی نێو نیگات پێشکەش بە لەرزین و دڵەڕاوکێی پێڵوەکانم دەکەم هەردوکمان بە حورمەتی پشکوتنی ماچێک تا ماوەیەک سۆمای چاوانمان چ نابینن چاوم لێتە و دەبینم چاوەکانت داخستون چاوم لێتە و دەبینم ...

ادامه مطلب

سرخ زیباترین است

10881692_787767647937877_7760038259973657927_n

  آبی زیباست وقتی باران از راه پله‌های قدیمی می‌گذرد وقتی تصویرت در چاله‌های آب می‌ریزد وقتی صدای قدم‌هایت در شرشر کوچه می‌افتد و اطمینان اینکه تا دقایقی دیگر به آغوشت می‌کشم.   زرد زیباست زرد زیباست وقتی میان خوشه‌های گندم پنهان می‌شوی وقتی بر گیسوانت روبانی ریز بسته‌ای وقتی ...

ادامه مطلب

تن پوشی به دوری تو

10881692_787767647937877_7760038259973657927_n

در سال موهایت به جستجوی آن روزم که عشق لکنتی در واژه نباشد و پاییز تن پوشی کهنه نشود. من فصل هاست که ریخته‌ام و خاک نزدیکترین بوسه است.   من من هنوز سبزینه‌ای دارم به وسعت قلبت آه که قلبت مرا می‌راند و آسان در گردش بادها گم می‌شوم ...

ادامه مطلب

ای کاش نارنج ها بریزند

10553336_703229936391649_9032106955062192568_n

باران که می‌بارد نارنج‌ها هوس پاییز می‌کنند من راز فصل را می‌دانم وقتی پیرمردی از پشت پرده‌های کهنه به عبور کودکی‌اش می‌نگرد و با دست‌های کوتاهش گونه‌های زندگی را لمس می‌کند.   باران که می‌بارد نارنج‌ها می‌ریزند آن سوی دیوار‌ها روی میز‌ها و تنهایی‌ها زنی لباس انتظار پوشیده است.   ...

ادامه مطلب

قفسی برای عشق

10402419_814348331946475_329328290567046103_n

عاشقت شده‌ام دیدی آن سرباز کهنه که جنگ را در خود کشت با درخت، با برگ‌ها و سکوت با باریک راهی که شبی بر آن رویا‌هایش را گم کرد سخن گفت پوتین‌های خسته‌اش نشان خاک دوردستی بود که ماه‌اش را ژنرال‌ها کشتند و کودکان‌اش برای تمام دنیا گریستند.   عاشقت ...

ادامه مطلب

قدم های شکوفه

10402419_814348331946475_329328290567046103_n

زمستان است برف در سکوت و شال دودکش‌ها ییلاق‌های دور غریب را خبر می‌دهند دریغ از یک سخن دریغ از یک سفر و کوچی کوچک.   زنی از خستگی پنجره جاده‌ی خالی را می‌نگرد زنی به انتظار قدم‌های شکوفه است گیسوان بادبادک دلتنگ دست‌های کودکی ست که بهار را تا ...

ادامه مطلب