تازه‌ها:
Home / شعر / زنان / شهری برای ساختن
شهری برای ساختن

شهری برای ساختن

بر فراز بنایی بزرگ
دیر هنگامِ شب
با کار تمام نشده ام
به شهر می نگرم.

در دورتر
چراغِ خانه ی من و تو پیداست:
رنگ آبی پنجره
و دود زیبا از دودکش.

می دانم
می دانم
به انتظار صدای در هنوز بیداری
و من
سپیده دم آن هنگام که دختر کوچکمان
میان پستان های گرمت به خواب رفته است
باز می گردم:
می نگرم به تو
به مژگانت که همچون بادبان ها آرام گرفته اند
به چهره ی گلگونت
و رنگ زیبای لب هایت
که بوسه های من را انتظار کشیده اند.

بادِ زمستان
چهره ی خسته ام را می سوزاند
کاش کنارت به خواب رفته بودم
و نفس های سردم
بر گردنت نشانه می شد.

ستاره ی کوچکی
میان غیاب ابرها
سوسو می زند
در قلبم صدایی ست:
به فردا امیدوارم
به روزی که روبان های سفید میان گیسوانت ممنوع نیست
رنگ سرخ ممنوع نیست
بوسیدنت در میادین ممنوع نیست
زیر درختان پرشکوفه خوابیدن ممنوع نیست
و آن هنگام که به آغوشت می کشم
از فردای کار و افتادن از داربست ها نخواهیم ترسید.

(ژانویه۲۰۱۶)

About admin

Check Also

علی رسولی _ تا صبح

تا صبح

نه وطن نه رنگ نشسته بر پرچم‌ها نه برف که می‌زند و سربازان را می‌پوشاند ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>