Home / شعر / جنگ / سرود ملی را نمی خوانم
سرود ملی را نمی خوانم

سرود ملی را نمی خوانم

امروز روز جمهوری است
و پرچم های استقلال همه جا پیداست
رئیس جمهور خوشبخت است
در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می روند
تمام کلاه خودها مقدسند.

امروز روز جمهوری است
و من
مانند همیشه
به جستجوی کار برخاسته ام
سرمایی در تنم دارم
و زندگی واژه ای ست سخت
که سپیده های خسته ی برخاستنم را رنگ بخشیده است.
سال هاست
با دست های زخمی ام
زمین را می آزمایم
تا در پس هر غروب غمگین
عرق پشیانی ام تندیس فردا شود.

امروز روز جمهوری است
رئیس جمهور خوشبخت است
در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می روند.
من میان پرچم های در اهتزاز
گرسنگی را فریاد می زنم
من سرود ملی را بلد نیستم
سرود من، نوایی ست بی وطن
و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

امروز روز جمهوری است
در هیچ کارخانه و معدنی
کارفرمایی مدح نمی شود
چهره ی قهرمانی که دستور کشتار داده است
بر دیوار هیچ خانه ی سردی نیست.
من سرود ملی را بلد نیستم
من سرود ملی را نمی خوانم.

 

۳مهر۹۴

About azho

Check Also

چند سوالی _ علی رسولی

چند سوال

ابرها می‌گذرند کوه ها منتظر می‌مانند چه کسی می‌خواهد ببارد؟   باران می‌زند بابونه ‌ها ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>