تازه‌ها:
Home / شعر / جنگ / تا صبح
علی رسولی _ تا صبح

تا صبح

نه وطن
نه رنگ نشسته بر پرچم‌ها
نه برف که می‌زند و سربازان را می‌پوشاند
من تو را سرزمینم می‌دانم.

نه جنگ
نه تسلیم
نه رژه
نه رنگ نشسته بر اونیفورم‌ها
من رنگ لبان تو را می‌شناسم.

نه مرگ
نه آشتی
نه گرسنگی
نه رنگ نشسته بر پادگان‌ها
من مبارزه در کنار تو را دوست دارم.

نه غم
نه اندوه
نه رنگ نشسته بر ظلمت
من رنگِ در جنبشِ رگ‌هایمان را می‌شناسم.

نه صلح
نه آشتی
نه تسلیم
من کنار تو امیدوارم.

بی تو
این جاده به صبح نمی‌رسد…


۲۸ مه ۲۰۱۷

About admin

Check Also

چند سوالی _ علی رسولی

چند سوال

ابرها می‌گذرند کوه ها منتظر می‌مانند چه کسی می‌خواهد ببارد؟   باران می‌زند بابونه ‌ها ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>