تازه‌ها:
Home / شعر / ساده وار

ساده وار

به سادگی نگاهت می‌کنم

ساده وار چشمانت را می‌بویم

ساده‌ی ساده،پرچین لبانت را

با شاخه‌های عطرآگین دلم ترمیم می‌کنم.

 

با همان پرچین

روی لبانت حصیری می‌سازم

زندگی ساده‌ای را آغاز می‌کنیم

ساده وار به گرد زندگی می‌چرخیم

ستایش زندگی باید ساده باشد

زندگی‌ یعنی کلمات ساده

یعنی بعد از ادای کلمات

روی حصیر رقصیدن

با رقص حصیر را لرزاندن

و رقص ما همان لبخندهای توباشد.

 

اطراف حصیر را گل می‌کارم

گل‌های سرخ

وقتی که بهار دوباره می‌آید

حصیر لبانت رنگی می‌شود

شاخه‌های بید دلم

با دیدن لبانت

دوباره هوس زندگی می‌کنند.

 

دوباره

سادگی دوباره

و به همین سادگی سال ها بگذرند

به همین سادگی زوال زندگی خویش را ستایش کنیم

زوالی زیبا

مانند رقص زیبای تو زیر شاخه های بید.

 

سال ها که گذشت

حصیرت را

بیشه‌های عطرآگین دل من می‌پوشاند

حصیرت را

شاخه‌های سرخ ساده می‌پوشاند.

 

روزی زیر شاخه‌های بید

زیر گل‌های سرخ ساده

به سادگی می‌میرم

کسی مرگ ما را نمی‌فهمد

مارا شاخه‌های بید پوشانده

مارا گل‌های سرخ پوشانده

به همین سادگی.

 

 

 

 

«۵/۷/۹۲»

About azho

Check Also

میعاد

من با تو چنانم که شکوفه‌ها به جرات در توفانِ رود می‌ریزند. من با تو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.