تازه‌ها:
Home / شعر / سرود کشتزار

سرود کشتزار

کودکان با اندامی برهنه

تمام گندم زار را رقصیدند

تیغ خوشه‌ها

لب‌هایشان را پاره کرد

و تنها رنگ خون بود

که در نی‌نی‌ها لغزید.

 

سرود خوانان در سفر

راز آرزوهای زخمی را فهمیدند

فهمیدند که نان از خون آبستن است

و زندگی، کشتزاری طولانی ست.

تا دور‌ترین‌ها باید رقصید

رقصید

تا روئیا و ترانه

تا آواز مرگ مترسک‌ها.

 

 

 

 

«۲۵/۱۱/ ۹۲»

About azho

Check Also

گریز

من از این سرزمین چه خواستم جدا از تکه‌ای نان گوشه‌ای سرشار از اطمینان جیبی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.