تازه‌ها:
Home / شعر / قدم های شکوفه

قدم های شکوفه

زمستان است

برف در سکوت

و شال دودکش‌ها

ییلاق‌های دور غریب را

خبر می‌دهند

دریغ از یک سخن

دریغ از یک سفر و کوچی کوچک.

 

زنی از خستگی پنجره

جاده‌ی خالی را می‌نگرد

زنی به انتظار قدم‌های شکوفه است

گیسوان بادبادک دلتنگ دست‌های کودکی ست

که بهار را تا فراسوی مرز‌ها اعلام کنند.

 

خواهرم برای تنگ بلور می‌گرید

زندگی چکه‌ی اشکی ست

که ماهی را از خواب می‌ترساند

زندگی ریزش ترانه‌ای ست در سکوت موج.

 

خواهرم روزی بند گیسوانش را

خواهد درید

و زندگی گیسوان زنی ست

که جریان باد را شلاق می‌زند. 

 

 

 

 

 «۲۱/۱۱/۹۲»

About azho

Check Also

میعاد

من با تو چنانم که شکوفه‌ها به جرات در توفانِ رود می‌ریزند. من با تو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.