تازه‌ها:
Home / شعر / برف

برف

برف،برف،برف،غازِ سفید
با رویایِ زرد من
چه می کنی؟
 
من همچون جغدی سوخته در رنگ ها
و غروبْ ازدحام ِ کلاغ
و غروبْ ازدحام ِ بی معنی
و غروب،و غروبْ حرفی نگفته
آزارش می دهد.
 
برف،برف،برف،غازِ سفید
برف،برف،حرفِ نگفته
مژگانم پر است ز چکه
ز راز
ز ابهام
مرا مهمانِ این سکوت مکن.

 

 

«۲۳/۹/۹۲»

About azho

Check Also

میعاد

من با تو چنانم که شکوفه‌ها به جرات در توفانِ رود می‌ریزند. من با تو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.