تازه‌ها:
Home / شعر / مثل همه نبودن

مثل همه نبودن

مثل همه نبودن

لبانم را میان گیسوانت کشیدم
آنگاه که ناقوس کلیسا می نواخت.
گریستم
آنگاه که شاد بودم.
عاشقت شدم
آنگاه که زمانی نبود.
و رقصیدم
آنگاه که رقصیدن بلد نبودم.

قبل از رویش ستاره
بیدار شدیم.
آنگاه که شهر به خواب رفته بود
از واژه های غایب گفتیم.
آنگاه که عشق حلقه ی بردگی بود
ما در هیچ تقدیس گاهی اعلام بودن نکردیم.

ای عشق
من برای تکرار نشدن دوستت دارم
برای دیوانگی
برای خطر و کارهای ممنوعه
برای عادی نبودن
برای دوست داشتن دوستت دارم.

 

۱۸ اردیبهشت ۹۴

About azho

Check Also

میعاد

من با تو چنانم که شکوفه‌ها به جرات در توفانِ رود می‌ریزند. من با تو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.