تازه‌ها:
Home / شعر (page 9)

شعر

به ستایش یک بوسه

بر این دهلیز بر این چهار دیواری‌ها که وانمود می‌کنند خاموشند بوسه‌ای از لبانت برمی‌دارم. ماه نشسته در نگاهت را تقدیم اضطراب پلک هایم خواهم کرد هردو به احترام شکفتنِ یک بوسه مدتی را نابینا خواهیم بود. دزدکی خواهم دید که چشمانت را بسته‌ای دزدکی خواهم دید که پلک‌هایت می‌لرزند …

ادامه مطلب

در خیال ریگ

قلاب،لب های ماهی را دریده بود رمه‌ی اسبی در نگاهش خزید و فلس‌های پژمرده‌اش دلتنگ جنگ با امواج بودند.   اسب‌ها،شیهه کنان کمر کوه را شکستند و ماهی گریستن را بلد نبود آرام،در خیال ریگ‌ها و موج‌ها جان داد.   «۱۵/۳/۹۳»

ادامه مطلب

شعر

بگذار شعر پچ پچ ساده‌ی کودکان باشد به هنگام ترس از دیدن در بازی قایم باشک کوچه‌های گرسنه من پنهان شده‌ام قدم‌های نزدیک شدنت را می‌شمارم نگاهت بر پنهانی‌ام می‌افتد هر دو می‌دانیم تقصیر از دیوار است که نور در آغوشش جای نمی‌گیرد هردو کودکانی بزرگ هستیم اگر دیوار به …

ادامه مطلب