تازه‌ها:
Home / شعر / میعاد

میعاد

من با تو چنانم
که شکوفه‌ها به جرات
در توفانِ رود می‌ریزند.

من با تو
همچون صبحی که شبنمِ صورتیِِ گل‌هایش
کنگره‌ی ابرهای بارانی را
در خود حبس کرده باشند
و درخت در رگِ شاخه‌ها
صاعقه را.

من با تو
همچون میعادِ فانوس و موج:
روشنایی می‌بخشی،لبخند می‌زنی
و از اقلیمِ سنگ‌ها می‌کاهد.

مادیانی شیهه کشان صورتِ دروغینِ خود را
در آب سم‌کوب می‌کند
و مشتی یالِ افتاده
خوابِ ریگ و لجن‌خوارها را آشوب می‌سازد.

من با تو
همچون شکوفه
شبنم
صاعقه
فانوس و موج
رمه‌ی مادیان‌های وحشی و رود
همچون دو آهوی رم کرده
با شاخ‌های بلندیم:
نفس زنان
نمناکیِ فراموشِ تپه را می‌دریم
تا آلاله‌های ممنوع را
مژده‌ی آفتاب دهیم…

 

۲۸نوامبر ۲۰۱۷

About admin

Check Also

گریز

من از این سرزمین چه خواستم جدا از تکه‌ای نان گوشه‌ای سرشار از اطمینان جیبی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.