تازه‌ها:
Home / شعر / جنگ / تا صبح

تا صبح

نه وطن
نه رنگ نشسته بر پرچم‌ها
نه برف که می‌زند و سربازان را می‌پوشاند
من تو را سرزمینم می‌دانم.

نه جنگ
نه تسلیم
نه رژه
نه رنگ نشسته بر اونیفورم‌ها
من رنگ لبان تو را می‌شناسم.

نه مرگ
نه آشتی
نه گرسنگی
نه رنگ نشسته بر پادگان‌ها
من مبارزه در کنار تو را دوست دارم.

نه غم
نه اندوه
نه رنگ نشسته بر ظلمت
من رنگِ در جنبشِ رگ‌هایمان را می‌شناسم.

نه صلح
نه آشتی
نه تسلیم
من کنار تو امیدوارم.

بی تو
این جاده به صبح نمی‌رسد…


۲۸ مه ۲۰۱۷

About admin

Check Also

گریز

من از این سرزمین چه خواستم جدا از تکه‌ای نان گوشه‌ای سرشار از اطمینان جیبی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.